حکایت باقی …

چه بیراهه رفتیم ای دوست

 از جمع راه ها که به وادی رسیده است

 زمان کجاست

 دارد زمانه می بردش در ساحت نظاره ی تاریخ هستی ام

 مرزی که می رود به آوای بازها

شاید

 شاید در این تباهی ها

 در این همیشه باقی ها

داستانی ناگفتنی بوده است

 در خلوت تمامی بیراهه های من

 چه بیراهه رفتیم ای دوست

 تا بهت عاشقانه ی خویش

و تا اولین 

تا اولین حکایت باقی … 

~ با hastonist در دسامبر 28, 2006.

يك پاسخ برايش بگذاريد